مهدى لطفى

85

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )

مقام علّامه در نزد حضرت امير عليه السّلام سيّد محمّد تقى حكيم صاحب كتاب « الاصول العامة للفقه المقارن » نقل مىكند ، يكى از علماء خوزستان مىگفت : در خواب ديدم كه قيامت برپا شده است و مردم در محشر موج مىزنند آنها در ناراحتى و حزن و عطش هستند ، مىگويند : خدايا مرا نجات بده . . . در اين هنگام ديدم جماعت زيادى دور يك آبى جمع شده‌اند كه خيلى زلال و شفاف است . هركدام از مردم مىخواهند در خوردن آب سبقت از ديگرى گيرند ، در اين هنگام ديدم يك مرد نورانى كنار حوض آب آمد ، بعضى را مقدم مىكند و آب مىدهد بعضى را از خوردن آب منع مىكند . فهميدم كه او امام على عليه السّلام است ، جلو رفتم ، سلام كردم از حضرت اذن گرفتم كه از آب بخورم ، حضرت اجازه دادند يك كاسه‌اى از آب را گرفتم خوردم . در اين هنگام ديدم مرحوم علّامه امينى رحمه اللّه مىآيند منتظر بودم كه ببينم امام با ايشان چگونه برخورد مىكند . وقتى علامه كنار حوض رسيد امام با احترام از ايشان استقبال كرد و با ايشان معانقه نمود ، حضرت كاسه‌اى از آب پر كرد ، خواست با دست علّامه را سيراب كند لكن علّامه از اين كار به خاطر احترام به حضرت امتناع مىكرد ، ولى امام اصرار مىكرد كه با دست خود ايشان را سيراب كند . آخر الامر علّامه امتثال امر نمود حضرت با دستان مباركش ايشان را سيراب نمودند .